• برابر با : Thursday - 26 November - 2020
کل اخبار 2858
1

نفرات اول تا سوم آزمون دستیاری ۹۹ پشتکار و اراده را رمز موفقیت‌شان می‌دانند

  • کد خبر : 12704
  • 16 شهریور 1399 - 14:31
نفرات اول تا سوم آزمون دستیاری ۹۹، با اشاره به اینکه رمز موفقیت‌شان در تحصیل و عبور از سد کنکور، اراده، تلاش و پشتکار است، اظهار داشتند: این طور نیست که اگر کسی در کنکور نتیجه‌ای که انتظار داشت را به دست نیاورد، به پایان آرزوهای خود رسیده باشد. واقعا تنها چیزی که تعیین‌کننده است، تلاش ادامه‌دار است.

به گزارش مفدا، غزاله تفاق اهل یزد و ورودی سال ۹۲ رشته پزشکی دانشگاه تهران با رتبه ۵ کشوری، هانیه زیدآبادی‌نژاد، اهل شهرستان سیرجان ، ورودی مهر ۹۲ رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی و میلاد ملت اردکانی، متولد اردکان ورودی سال ۹۲ رشته پزشکی دانشگاه تهران با رتبه ۱۵ نفرات اول تا سوم آزمون دستیاری سال۹۹ از موفقیت‌شان در کنکور و تحصیل می‌گویند:

 

غزاله تفاق، ۲۶ ساله و اهل یزد است. ورودی سال ۹۲ رشته پزشکی دانشگاه تهران با رتبه ۵ کشوری و ۳ منطقه دو در کنکور تجربی سال ۹۲

رتبه اول آزمون دستیاری سال ۹۹

خانم دکتر، دقت در پیشینه تحصیلی چند نفر اولی که رتبه‌های برتر آزمون دستیاری را به دست آورده‌اند – ازجمله خود شما – نشان می‌دهد که این افراد برای ورود به دوره پزشکی عمومی هم جزو رتبه‌های خیلی خوب کنکور بوده‌اند. آیا باید همواره منتظر این چرخه باشیم یا اینکه به نظر شما سیستم آموزشی ما در دوره پزشکی عمومی به شکلی هست که بتواند تحولات عمیق در افراد ایجاد کند و شخصی که با یک رتبه نه‌چندان عالی فقط توانسته در رشته پزشکی یکی از دانشگاه‌ها قبول شود هم می‌تواند امید داشته باشد که در آزمون دستیاری جزو افراد برتر باشد؟

به نظر من بله. قرار نیست کسی که توانسته با رتبه مناسبی وارد رشته پزشکی شود، الزاما در آزمون دستیاری هم همان موفقیت را تکرار کند و بالعکس اینطور نیست که اگر کسی در کنکور نتیجه‌ای که انتظار داشت را به دست نیاورد، به پایان آرزوهای خود رسیده باشد. واقعا تنها چیزی که تعیین‌کننده است، تلاش ادامه‌دار است و خیلی از بچه‌هایی جزو رتبه‌های برتر کنکور بودند همچنان به تلاش خود ادامه دادند و از بچه‌های موفق دانشگاهمان بودند و در همین آزمون هم نتایج درخشانی به دست آورده‌اند ولی افرادی هم هستند که به دلایلی وقت کمتری گذاشته‌اند و بالطبع نتوانستند نتیجه‌ای که در کنکور به دست آورده بودند را در آزمون دستیاری هم تکرار کنند.

بالاخره همیشه و در همه‌جا اراده یک انسان می‌تواند تعیین‌کننده باشد. اگر تلاش و اراده افراد را در نظر نگیریم، ارزیابی شما از سیستم آموزشی ما در دوره پزشکی عمومی چیست؟ به اندازه‌ای هست که بتواند یک دانشجو را هم نسبت به مباحث علاقه‌مند کند و هم اینکه انقدر آموزش‌های پرباری به او ارائه کند که بعدا بتواند به راحتی در دوره تخصص پذیرفته شود و اگر هم تمایلی نداشت، یک پزشک عمومی خیلی خوب بشود؟

حقیقت این است که ما باید بپذیریم که در یک کشور درحال توسعه زندگی می‌کنیم و این درحال توسعه بودن و در همه زمینه‌ها وجود دارد. یعنی نباید انتظار داشته باشیم که وقتی وارد دانشگاه می‌شویم، با یک محیط کاملا ساپورتیو مواجه شویم و همه زمینه‌ها برای درس خواندن و موفقیت فراهم باشد. من اگر بخواهم حقیقت را بگویم، حتی در خیلی از جاها به اصطلاح، توی ذوق آدم هم می‌خورد. بالاخره یک جاهایی ممکن است برخوردهایی که می‌شود، خیلی خوشایند نباشد یا انتظار حمایت‌های بیشتری داشته باشید و بعد ببینید که گاها آن حمایت‌ها وجود ندارد. اما خدا را شکر که در دانشگاه‌های ما هنور اساتیدی هستند که واقعا دلسوزند و این را کاملا می‌فهمند که با تعدادی جوان سر و کار دارند و جوان هم نیاز به تشویق و حمایت دارد و آنها هم دریغ نمی‌کنند. به نظر من مهمتر از سیستم، وجود این افراد کلیدی در دانشگاه‌ها است که بعضا پست و مقامی هم ندارند اما متوجه هستند و آنقدر مرام و معرفت دارند که وقت خود را برای دانشجویانشان صرف کنند. حتی اگر وقت کمی باشد ولی برای یک دانشجوی جوان، این خیلی مهم و ارزشمند است و همین مسئله می‌تواند در دانشگاه‌های ما به کسانی که تصمیم می‌گیرند که جهش داشته باشند و یا به راه موفقیت ادامه دهند، کمک کند.

دوره اینترنی همراه با آموزش‌های عملی و کارهایی است که به عهده اینترن گذاشته می‌شود. ضمن اینکه کشیک‌هایی دارد و بالاخره دوران ساده‌ای نیست. به نظر شما این سختی‌ها و مسئولیت‌ها به پربارتر شدن ذخیره دانش و تجربه پزشک و آماده شدن او برای دوره تخصص کمک می‌کند یا اینکه مانع تحصیل بهتر دانشجویان می‌شود؟ نظر شما چیست؟

حقیقت این است که شاید سایت صبح در بیمارستان‌ها بار آموزشی داشته باشد ولی کشیک‌های دوره اینترنی حداقل در دانشگاه ما اینطور نبود که بتوان گفت دانشجو را هرچه بیشتر آماده می‌کند. حتی دوستانی که وارد دوره طرح می‌شوند، به‌خصوص اوائل دوره، خیلی به مشکل برمی‌خورند چون چیزهایی که در بیمارستان آموخته‌اند، واقعا آن چیزی نیست که باید می‌آموختند. با این وجود نباید به‌ناحق و غیرمنصفانه اظهارنظر کرد. بالاخره در بخش‌هایی مثل داخلی یا طب اورژانس هرچند کشیک‌های سختی دارند ولی دانشجویان به صورت عملی نکاتی را فرامی‌گیرند که واقعا ارزشمند است.

حالا که درباره سختی‌های دوران اینترنی صحبت کردید، اجازه بدهید تا سوالی را مطرح کنم. شما چقدر نسبت به دوران دستیاری و سختی‌های مخصوص به خودش شناخت دارید؟

از آنجا که همسر من هم پزشک هستند و دو سال از من جلوتر هستند، کم‌وبیش با دوران رزیدنتی آشنا بوده و با مسئولیت‌های رزیدنت‌ها بیگانه نیستم. بله در دوران اینترنی ما کار می‌کردیم ولی مسئولیت چندانی بر عهده نداشتیم ولی تا آنجایی که من می‌دانم، سخت‌ترین قسمت دستیاری آنجاست که شب، کشیک هستی و تو می‌مانی و بیمار و تصمیماتی که باید بگیری و ممکن است آن تصمیم اهمیت خیلی زیادی داشته باشد. همسرم و تعداد دیگری از دوستان که با آنها مشورت می‌کردم هم می‌گفتند این دوران هم وقت و هم انرژی زیادی می‌گیرد و مهمتر از آن، بار مسئولیتی است که از نظر ذهنی بر دوش یک رزیدنت قرار دارد. بنابراین می‌گفتند منتظر یک دوران ساده و راحت نباش.

غیر از نکاتی که اشاره کردید، حتما در جریان طرح برخی موضوعات و اعتراض‌های دیگری که گاهی از جانب فعالان صنفی و آموزشی مطرح می‌شود، قرار گرفته‌اید. مثلا اینکه وقتی شخصی وارد دوران دستیاری می‌شود، رسما و عملا مسئولیت‌های کاری جدی بر عهده‌اش گذاشته می‌شود ولی به نسبت کاری که انجام می‌دهد و مسئولیتی که بر عهده دارد، حقوقی دریافت نمی‌کند. شنیدن این مسائل شما را نمی‌ترساند؟

راستش را بخواهید چرا می‌ترساند. من دوستانی دارم با شرایطی تقریبا مشابه با شرایط من که این دوستان، یک جایی به این نتیجه رسیدند که دیگر ادامه ندهند و حتی بعضی از آنها به دلایل مختلف تصمیم گرفتند از کشور خارج شوند. اگر در دوره کنکور شخصی به من می‌گفت که چرا دوست داری در ایران بمانی، می‌گفتم که چون برای تحصیل در رشته پزشکی امید و انگیزه‌های زیادی دارم و مطمئن هستم که مشکلاتی که وجود دارد هم درست می‌شود ولی امروز مهمترین علتی که من را پایبند کرده و باعث شده سختی‌هایی که در پیش رو دارم را بپذیرم، غیر از عشقی که به پزشکی دارم، عشق و علاقه‌ای است که به خانواده‌ام دارم، برای جبران زحماتی که آنها کشیده‌اند و اینکه دوری از آنها هم برایم بسیار سخت است، سختی‌های موجود را به جان خواهم خرید ولی واقعیت این است که شرایط رزیدنتی در ایران حداقل براساس آن چیزی که من شنیده‌ام و می‌دانم، شرایط واقعا غیرمطلوبی است. هم از نظر حمایت‌های مالی که لازم است انجام شود چون بالاخره بیشتر رزیدنت‌ها یا ازدواج کرده‌اند یا در شرف ازدواج هستند و بالاخره نیاز دارند که متناسب با کاری که انجام می‌دهند، از درآمد مناسبی هم بهره‌مند شود. البته این یکی از سختی‌های این دوره است. سختی‌های دیگری هم دارد که شاید وجود آنها منطقی نیست.

آیا شما به عنوان کسی که توان موفقیت در رقابت سختی مثل آزمون دستیاری را داشته‌اید و کسب رتبه اول آزمون هم این را اثبات کرده، هیچ‌گاه به فکرتان نرسیده است که اصلا وارد دوره تخصص نشوید و باتوجه به نیاز اساسی هر جامعه‌ای به پزشکان عمومی، شما هم یک پزشک عمومی خیلی خوب باشید؟

ببینید قطعا هر کشوری به پزشکان عمومی خوب نیاز دارد ولی به هرحال علاقه افراد هم در انتخاب‌هایشان تاثیرگذار است. مثلا خود من نسبت به کارهای تحقیقاتی و امور تخصصی علاقه خیلی بیشتری دارم. واقعا نه به این خاطر که احساس کنم جایگاه یک پزشک عمومی جایگاه مناسبی نیست، ولی علاقه خود من آنچنان متمایل به طبابت از آن جنس نیست.

قبول دارید که در کشور ما جایگاه پزشکان عمومی شدیدا متزلزل شده و اگر شما از نفرات برتر در دانشگاه سوال کنید، شاید موارد بسیار نادری وجود داشته باشند که علاقه‌ای به تحصیلات تخصصی نداشته باشد و بگوید من می‌خواهم بهترین پزشک عمومی کشور شوم و یا حتی اگر تمایل به ادامه تحصیل هم داشته باشد، مثلا آرزوی تحصیل در رشته‌ای مثل پزشکی خانواده داشته باشد.

بله قبول دارم‌. همینطور است که شما می‌فرمایید.
این را طبیعی می‌دانید یا به نظرتان یک آسیب است؟

به نظر من می‌شود انقدر به رشته‌هایی مثل پزشکی خانواده که ادامه مسیر پزشکی عمومی است بها داده شود و زمینه کار برای آن فراهم شود تا گرایش به این رشته‌ها هم بیشتر شود. چون واقعا نیاز داریم. بالاخره یک چشم‌پزشک که نمی‌تواند کار یک پزشک عمومی یا پزشک خانواده را انجام دهد. از طرفی اینها جزو نیازهای جامعه هستند. اما وقتی به این رشته‌ها بها داده نمی‌شود، وقتی درآمدشان پایین و برعکس، سختی کارشان خیلی زیاد باشد، کاملا طبیعی است که ما به سراغ این رشته‌ها نرویم و نسبت به تخصص‌های دیگر علاقه نشان دهیم اما اگر بخواهم به سوالتان پاسخ دهم باید بگویم که این اصلا درست نیست ولی طبیعی است.

اگر ممکن است بگویید خود شما چه رشته‌ای را برای انتخاب در نظر دارید؟

خود من انشاله رادیولوژی را انتخاب می‌کنم.

در ادامه سوال قبلی، وضعیت دیگری هم وجود دارد. اینکه حتی در دوره تخصصی هم، رقابت اصلی نخبگان بر سر چند رشته محدود است. احتمالا اگر از دیگر نفرات برتر آزمون دستیاری هم سوال کنیم، انتخاب آنها یا رادیولوژی است، یا چشم پزشکی یا بالاخره یکی از همین چند رشته‌ای که این روزها در صدر هستند. در این باره چه نظری دارید؟

من فکر می‌کنم شرایط فرسایشی که دانشجویان پزشکی در دوره اینترنی پشت سر می‌گذارند، یکی از دلایل مهمی است که آنها را به این نتیجه می‌رساند که به انتخاب رشته‌ای فکر کنند که حداقل در ادامه مسیر، آسیب زیادی به زندگی‌شان وارد نکند و بتوانند در کنار کار و تحصیل، روند عادی زندگی‌شان را هم داشته باشند ولی متاسفانه ورود به بعضی از رشته‌ها در ایران واقعا به این معنی است که انگار زندگی‌تان را از دست می‌دهید. حالا شاید در بقیه کشورها هم به همین صورت باشد ولی فکر نمی‌کنم به این شدت باشد. رشته‌هایی مثل جراحی و ارتوپدی و … از این دست هستند که حقیقتا امکان داشتن یک زندگی عادی در کنار کار و تحصیل را از پزشک می‌گیرند. از سوی دیگر به بعضی از رشته‌ها هم که واقعا بها داده نمی‌شود. رشته‌های بسیار مهمی مثل اطفال، داخلی و … از این دسته‌اند. شرایط کاری سخت و درآمد پایین باعث می‌شود دانشجویی که پس از سال‌ها شرایط سخت که هیچ بهایی به او داده نشده و هیچ درآمدی نداشته، به راحتی راضی نشود که چهار سال بعد را هم به تحصیل در رشته‌ای ادامه دهد که تازه آینده روشنی هم نداشته باشد. ولی درمورد این مسئله هم باید بگویم که بله، این هم یک آسیب است که متاسفانه وجود دارد.

خانم دکتر در شرایط موجود، شما گفتید که تصمیم به تحصیل در رشته رادیولوژی دارید. به صورت فرضی شرایطی را در ذهن خودتان تصور کنید که همه رشته‌ها به یک اندازه ارج و قرب داشته باشند، درآمد همه رشته‌ها به یک اندازه باشد و از نظر سختی کار هم واقعا همه رشته‌ها در یک سطح باشند. در چنین شرایطی شما چه رشته‌ای را انتخاب می‌کنید؟

۲ رشته‌ای که من نسبت به آنها علاقه داشتم، رادیولوژی و قلب بودند. چون ماهیت منطقی و فیزیکی آن را خیلی دوست دارم. هنوز هم رشته قلب را دوست دارم و فکر می‌کنم در رشته رادیولوژی هم به سراغ قسمت‌های قلب آن بروم اما به خاطر سختی‌هایی که هم در دوران رزیدنتی و هم پس از آن در رشته قلب وجود دارد و می‌ترسم که به زندگی‌ام آسیب بزند، به این رشته فکر نمی‌کنم.

 

هانیه زیدآبادی‌نژاد، اهل شهرستان سیرجان استان کرمان، ورودی مهر ۹۲ رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، با رتبه ۲۸ زیرگروه پزشکی و ۵۹ کشوری کنکور تجربی در سال ۹۲؛ رتبه ۴ علوم پایه دانشگاهی و رتبه اول پیش‌کارورزی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی

رتبه دوم آزمون دستیاری سال ۹۹

آیا درس خواندن برای شرکت در آزمون دستیاری هم شبیه به همان درس خواندن پیش از کنکور یعنی صرفا مطالعه کتاب‌ها است؟ سوالم را به شکل دیگری هم مطرح می‌کنم. مشغله‌ها و مسئولیت‌هایی که در دوره اینترنی برعهده شخص گذاشته می‌شود، خودش یک منبع آموزشی خوب است یا عاملی است که مخل درس خواندن می‌شود؟

درس خواندن و مطالعه کتاب‌ها عامل بسیار مهمی برای قبولی در دوره دستیاری است و کسی که در طول ۷ سال دوره پزشکی عمومی، درس‌ها را به صورت مفهومی و عمقی یاد گرفته باشد، نتیجه خواهد گرفت. ضمن اینکه حضور فعالانه در بخش‌ها باعث یادگیری و کسب تجربه می‌شود اما بالاخره همین کارهای عملی، مطالعه را در این دوران بسیار سخت می‌کند. کشیک‌های پرتعداد و خستگی بعد از انجام کشیک‌ها باعث می‌شود که زمان مطالعه کمی داشته باشیم ولی شدنی است. یعنی اگر کسی هدفش مشخص باشد و تصمیم به قبولی در آزمون دستیاری داشته باشد، و از همان ابتدا برنامه‌ریزی داشته باشد، می‌تواند با تلاش به خواسته‌اش برسد.

خود شما از ابتدا هدفتان به صورت دقیق مشخص بود که می‌خواهید در چه رشته‌ای ادامه تحصیل بدهید؟ یا اینکه مترصد این بودید که ببینید چه رتبه‌ای به دست می‌آورید و براساس نتیجه آزمون، رشته تخصصی خود را انتخاب کنید؟

من از ابتدا به یک تعدادی از رشته‌ها علاقه بیشتری داشتم. البته بین یکی دو رشته تردید داشتم ولی باتوجه به اطلاعاتی که خودم با حضور در بخش‌ها به دست می‌آوردم درواقع توانستم میزان علاقه خودم نسبت به رشته‌های مختلف را بررسی کنم و سعی کردم با تحقیق برای ادامه مسیرم تصمیم بگیرم.

می‌توانم بپرسم نسبت به کدام رشته یا رشته‌هایی علاقه بیشتری دارید؟

من بین دو رشته چشم و رادیولوژی مردد بودم که با مشورت‌هایی که انجام دادم، نهایتا رشته چشم‌پزشکی دانشگاه تهران را برای تحصیل در دوره تخصص انتخاب کردم.

شما رتبه دوم آزمون دستیاری را به دست آورده‌اید و حق دارید در رشته‌ای که دوست دارید ادامه تحصیل بدهید. ولی قطعا خود شما در جریان هستید که اگر ما با ده بیست نفر حائز رتبه‌های برتر آزمون دستیاری صحبت کنیم، تعداد قابل توجهی از آنها انتخاب‌هایی همچون همین دو انتخاب شما خواهند داشت. صرف نظر از دلایل، به نظر شما این مسئله که نخبگان ما همه به سمت چند رشته خاص گرایش دارند و بعضی از رشته‌ها هم که به طور کلی خریداری ندارند، طبیعی و درست است یا یک آسیب به حساب می‌آید؟

سوال خیلی کلیدی مطرح کردید. اولا من این را یک آسیب در نظام آموزش پزشکی کشورمان می‌دانم. به این علت که ما واقعا در رشته‌های ماژوری مثل داخلی، اطفال، جراحی عمومی و برخی رشته‌هایی که سنگین‌تر و پرزحمت‌تر هستند هم به حضور نخبگانمان نیاز داریم. متاسفانه درحال حاضر این رشته‌ها در میان انتخاب‌های اول نفرات برتر آزمون نیستند.

قطعا این یک آسیب است. من احساس می‌کنم شاید علتش هم مربوط به فشاری باشد که در دوران دستیاری به رزیدنت‌ها آورده می‌شود و مسائل اقتصادی که شاید برای خیلی‌ها مهم باشد. به‌هرحال من تصور می‌کنم که این رشته‌ها امروز حتی در شرایط آموزشی هم در جایگاهی که باید باشند، نیستند. البته یک دلیل دیگری هم ممکن است داشته باشد. بالاخره چون اکثر رشته‌های مینور را دانشجویان نخبه‌تر انتخاب می‌کنند، شاید جو این رشته‌ها به سمت درس‌خواندن بیشتری رفته و رتبه‌های برتر هم ترجیح می‌دهند که آنها هم در چنین محیطی قرار بگیرند ولی اگر اساتید ما در رشته‌های ماژور تلاش بیشتری داشته باشند و مثلا امتیازات بیشتری به رزیدنت‌های این رشته‌ها بدهند یا اینکه به نوعی شرایط را برای آنها به سمت رفاه و آرامش بیشتری تغییر دهند، شاید در آینده شاهد انتخاب شدن بیشتر این رشته‌های مهم توسط رتبه‌های برتر هم باشیم. هرچند باید بگویم که انتخاب‌های خود من آنچنان به خاطر شرایط موجود نبود.

بله به‌هرحال طبیعی است که تعدادی از کسانی که در آزمون دستیاری رتبه‌های برتر را به دست می‌آورند، بدون درنظر گرفتن هیچکدام از مصالحی که درباره آنها صحبت شد و حتی از قبل برگزاری آزمون نسبت به بعضی‌ از همین رشته‌هایی که اصطلاحا در بورس هستند، علاقه و اشتیاق داشته باشند. یعنی اگر چشم‌پزشکی از نظر اقتصادی آخرین رشته هم می‌شد، شاید به دلیل علاقه‌شان همان چشم را انتخاب می‌کردند. ولی ظاهرا این جبری که به وجود آمده هم بی‌تاثیر نیست. قبول دارید؟

کاملا درست است. اجازه بدهید من جملات آخر را خطاب دوستان و همکاران خودم و همه دانشجویانی که در حال تحصیل در دوره پزشکی هستند، عرض کنم. اینکه بسیار مهم است که از همان ابتدای ورود به دوره پزشکی عمومی، از همه اوقات خودشان به نحو احسن استفاده کنند. هم در مباحث آموزشی که ارائه می‌شود تلاش کنند که همه درس‌ها را به خوبی فرا بگیرند و اگر به هر دلیلی موفق نشدند که از زمانی که در دوره عمومی در اختیارشان هست، استفاده لازم را ببرند و از بیس مناسبی برخوردار نیستند، اصلا نگران و ناامید نباشند و بدانند که در هر شرایطی که تصمیم بگیرند، شدنی است که در آزمون دستیاری موفق شده و رتبه مناسبی کسب کنند.

 

میلاد ملت اردکانی، متولد سال ۷۲ شهرستان اردکان استان یزد. ورودی سال ۹۲ رشته پزشکی دانشگاه تهران با رتبه ۱۵ منطقه ۲
رتبه سوم آزمون دستیاری سال ۹۹

اگر موافق باشید، گفت‌وگو را از دوران تحصیل در پزشکی عمومی آغاز کنیم. خودتان فکر می‌کنید آموزش‌های این دوران توانسته است از شما و بقیه هم‌دوره‌ای‌های شما پزشکان عمومی خوب و ورزیده‌ای بسازد؟

اگر این سوال را از همه دانشجویان پزشکی شاغل به تحصیل در کل دانشگاه‌های علوم پزشکی کشور بپرسید، من فکر می‌کنم جواب اکثریت آنها این باشد که «خیر». یعنی به نظر من از وضعیت آموزشی موجود، رضایتی نداشته باشند. متاسفانه سیستم آموزش پزشکی کشور ما سیستمی نیست که یک دانشجوی کنکوری وارد آن شود و از آن دانشجو، یک پزشک ایده‌آل در حد آن چیزی که در اذهان وجود دارد تربیت کند. در بیمارستان‌های آموزشی کشور ما، دانشجو بیش از آنکه در حال آموزش دیدن باشد، مشغول کارهایی است که من احساس می‌کنم بیشتر به علت کمبود نیروی کار از آنها استفاده می‌کنند. یعنی شاید اساتید آموزشی که هدف اصلی و هم‌وغم آنها آموزش دانشجو و تربیت پزشک باشد، تعدادشان خیلی زیاد نیست و اگر خود بچه‌ها به فکر خودشان نباشند، ممکن است این دوره برای تربیت یک پزشک توانمند، دوره مناسبی نباشد.

خود شما به چه شکل به فکر خودتان بودید؟

بالاخره اکثر بچه‌هایی که پزشکی قبول می‌شوند، درس‌خوان هستند و وقتی وارد دانشگاه می‌شوند، اگر کمی احساس کنند که از نظر آموزش کمبودهایی وجود دارد و توجه کافی به آنها نمی‌شود، خودشان دست به کار می‌شوند و با دیدن بیماران و مطالعه کتاب‌ها و دقت و توجه، سعی می‌کنند نکات لازم را فراگیرند. یعنی به خود شخص هم بستگی دارد ولی به‌هرحال اساتید هم نقش به سزایی دارند. خود من در دانشگاه، اساتید خوب زیادی داشته‌ام ولی به نظرم تعداد اساتید اینچنینی باید خیلی بیشتر از آنچه امروز هست، باشد. امروز باید نحوه آموزش پزشکی در بیمارستان‌ها خیلی بهتر از اینکه هست باشد ولی درحال حاضر به نظر من اساتید برای آموزش به ویژه قشر کارورز و اینترن‌ که در حال سپری کردن یک سال و نیم آخر دوره عمومی هستند، وقت کافی نمی‌گذارند.

آقای دکتر شما که جزو نفرات برتر آزمون دستیاری شدید و مسیر آینده شما تا حدود زیادی مشخص است. ولی به طور کلی آیا چنین تفکری در میان دانشجویان رشته پزشکی اصلا وجود دارد که بعضی از دانشجویان سوای از اینکه توانایی قبولی در آزمون دستیاری را داشته باشند یا نه، بخواهند یک پزشک عمومی خوب باشند؟ یا رویای همه، تحصیل در دوره تخصص است؟

ببینید یکی از تفاوت‌های اصلی کشور ما با بسیاری از کشورها این است که پزشک عمومی در ایران جایگاه اصلی خودش را از دست داده است. من فکر می‌کنم جایگاه پزشک عمومی در کشورهای دیگر خیلی بالاتر از آن چیزی است که امروز در کشور ما هست. اما من در میان هم‌دوره‌ای‌های خودم واقعا چنین موردی به خاطر ندارم که از ابتدا قصد داشته باشد پس از گذراندن ۷ سال عمومی، به دنبال تخصص نباشد و بخواهد یک پزشک عمومی باقی بماند.

به نظر شما اگر بعضی از ابتدا قصد متخصص شدن نداشتند، اصلا اتفاق درستی بود؟

من فکر می‌کنم می‌توانست اتفاق خوبی باشد. بالاخره وقتی ما پزشک عمومی توانمند تربیت کنیم یا آموزش پزشک خانواده را جدی‌تر بگیریم، این گروه می‌توانند بسیاری از بیماران را طوری مدیریت کنند که مراجعات به بخش‌های تخصصی و فوق‌تخصصی خیلی کمتر از اینکه هست، بشود.

فرض کنید که این اتفاق افتاد و اصلا رشته تخصصی هم به عنوان رشته پزشک خانواده راه‌اندازی شد که در ادامه پزشکی عمومی باشد. احتمالا سرنوشت چنین رشته‌ای هم بهتر از رشته‌های نسخه‌بنویس دیگری که نخبگان و رتبه‌های برتر اقبالی نسبت به آنها نشان نمی‌دهند، نمی‌شد. می‌توانم بپرسم خود شما قصد دارید چه رشته‌ای را انتخاب کنید؟

من به احتمال زیاد رادیولوژی دانشگاه تهران را انتخاب خواهم کرد.

ببینید از میان ۳ نفر اول برگزیدگان آزمون دستیاری سال ۹۹، هر سه نفر نسبت به رشته رادیولوژی گرایش دارند. ولو اینکه یک نفر از آنها می‌گوید علی‌رغم اینکه رادیوژی را دوست دارد، به دلایلی می‌خواهد چشم‌پزشکی را انتخاب کند. به نظر شما چه اتفاقی افتاده که گرایش اکثریت نخبگان ما معطوف به چند رشته خاص شده است؟

برای ما اینطور تعریف کرده‌اند که رشته‌های ماژور، داخلی، جراحی، اطفال و زنان هستند ولی همانطور که گفتید در میان ۱۰۰ نفر اول کشور، معدود افرادی هستند که به این رشته‌های بسیار مهم گرایش داشته باشند. تاخیر در پرداخت‌ها، کارانه‌های خیلی کم با کار زیاد و شرایطی از این دست باعث شده که افراد کمتری نسبت به رشته‌های ماژور علاقه‌مند شوند. تازه به نظر من آنهایی که به سمت رشته‌هایی مثل رادیولوژی و چشم رفته و می‌روند هم با گذشت زمان، به جمع ناراضیان خواهند پیوست. من فکر می‌کنم شرایط باید به گونه‌ای باشد که افراد بیشتری به سمت رشته‌های ماژور هدایت شوند و به نظرم اساتیدی که در دانشگاه‌های علوم پزشکی مشغول تربیت دانشجویان هستند، مسئولیت مهمی در این خصوص بر عهده دارند.

شما چقدر از شرایط دوران دستیاری مطلع هستید؟

راستش را بخواهید چیزهایی که من شنیده‌ام آنچنان جنبه مثبتی ندارند. چهار سال سخت در پیش رو داریم. مثلا همین دانشگاه تهران حتی از نظر خوابگاه هم مشکل دارد. البته خوابگاه می‌دهند ولی اینطور که من شنیده‌ام اتاق‌های دونفره وجود دارد تا چهار نفره و حتی هشت نفره که به نظرم در شان کسی که ۷ سال درس خوانده و حالا برای ۴ سال ادامه تحصیل به شهر دیگری رفته، نیست. یا مثلا پرداختی‌هایی که به رزیدنت‌ها انجام می‌شود، حتی اسم و عنوان «حقوق» را هم ندارد و به آن «کمک‌هزینه» می‌گویند. همین چند وقت پیش ما کارزاری برگزار کردیم تا بتوانیم تعدادی امضا جمع کنیم تا به مجلس برود و حداقل اسم پرداختی‌ها را تغییر دهند. چون دانشجویان تخصصی در تمام رشته‌ها چیزی در حدود یک میلیون و ۶۰۰ یا ۷۰۰ هزار تومان در ماه با عنوان «کمک‌هزینه» دریافت می‌کند. گو اینکه گفته می‌شود قرار است ۵۰ درصد افزایش بدهند ولی فرض کنید نهایتا به ۲ میلیون و ۲۰۰ یا ۳۰۰ هزار تومان هم برسد. گمان نمی‌کنم در این اوضاع و شرایط بشود با چنین رقمی به خوبی زندگی کرد.

اگر بتوانید یک درخواست از شخص اول نظام بهداشت، درمان و آموزش پزشکی کشور داشته باشید، چه مسئله‌ای را درخواست می‌کنید؟

خود من تا همین چند ماه پیش اینترن و کارورز دانشگاه بودم. حداقل از دانشگاه خودمان اطلاع دارم که برای هر ماه به آنها حدود ۵۰۰ تا ۵۵۰ هزار تومان پرداخت می‌شود. اگر چنین فرصتی برای من به‌وجود بیاید، من رسیدگی فوری به وضعیت دو قشر مهم یعنی کارورزان و دستیاران پزشکی را درخواست خواهم کرد. به نظر من مهمترین ضعف سیستم درمان کشور ما، ظلمی است که نسبت به این دو گروه انجام می‌شود.

با این همه تصیفی که کردید، از دوره دستیاری نمی‌ترسید؟

بالاخره دوره دستیاری در همه کشورها دوره سختی است ولی حقیقت این است که کمی می‌ترسم. از اینکه به احتمال زیاد من خوابگاه مناسبی نخواهم داشت‌ می‌ترسم، از درآمد پایینش می‌ترسم، از طولانی بودن دوره می‌ترسم، از اینکه شاید آموزش درست و حسابی نبینم می‌ترسم ولی بخاطر حسی که شاید ترکیبی باشد از اجبار و علاقه، به مسیرم ادامه می‌دهم.

اگر صحبت دیگری دارید در پایان بفرمایید.

بله موضوعی هست که مایلم مطرح کنم. شرایطی که حول زندگی و تحصیل دستیاران و کلیت جامعه پزشکی در این چند سال اخیر ایجاد شده، متاسفانه دارد خیلی از بچه‌های ما را به سمت مهاجرت می‌کشاند. البته این مسئله قبلا در میان بچه‌های فنی مثل دانشجویان دانشگاه‌های شریف، امیرکبیر، دانشگاه تهران و … بارز بود و تعداد قابل توجهی از آنها به دانشگاه‌های خارج از کشور مهاجرت می‌کردند. الان هم من می‌بینم که واقعا می‌شود بعضی از نخبگان را به ماندن در داخل کشور دلگرم کرد ولی این اتفاق نیفتاده و آنها تمایل زیادی به ماندن ندارند که واقعا امیدوارم این روند متوقف شود. روزنامه سپید.انتهای پیام

لینک کوتاه : http://www.doctoran.ir/?p=12704

ثبت دیدگاه

مجموع دیدگاهها : 0در انتظار بررسی : 0انتشار یافته : ۰
قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.